تبلیغات
ریاضیات شیرین - جواب معمّاها
 
ریاضیات شیرین
در دنیا لذّتی که با لذّت مطالعه برابری کند نیست.تولستوی
چهارشنبه 1 دی 1389
1)دو عرب با هم مسافرت میكردند یكی از انها 5 قرص نان و دیگری 3 قرص نان با خود
داشت. عرب سومی به انها پیوست .شب شد و همه با هم 8 قرص نان را خوردند.عرب سوم 8 درهم به ان دو عرب دیگر داد كه بر سر تقسیم ان بین این دو اختلاف افتاد.
ان كه 5 قرص نان داشته بود می گفت تقسیم باید به نسبت 5 به 3 انجام گیرد
و دیگری می گفت باید به تساوی باشد.اختلافشان بالا گرفت
و سرانجام از حضرت علی داوری خواستند .ان حضرت 7 درهم را حق صاحب 5 قرص نان و1 درهم را حق صاحب 3 قرص نان دانست!!!
به نظر شما داوری حضرت بر چه پایه ای بوده است؟

جواب:
8 درهم باید به نسبت هفت چهارم و یك چهارم تقسیم شود كه سهم اولی 7 درهم وسهم دومی 1 درهم است.



۲)مردی تردست كه با جوانی ساده دل اما آزمند همسفر شده بود و به مقدار پولش
پی برده بود به او چنین پیشنهادی كرد:
تردست:دوست داری پولت را دو برابر كنم؟؟
ساده دل:چه بهتر از این.
تر دست:یك شرط دارد هر بار كه پولت را دو برابر كنم باید 800 تومان به من بدهی
قبول میكنی؟؟
ساده دل شرط را پذیرفت اما پس از 3 بار همه ی پولهایش را از دست داد!!
این جوان ساده دل قبل از این شرط بندی چند تومان با خود داشته است؟؟

جواب:جوان در بار سوم كه پس از دو برابر شدن پولش و پرداختن 800 تومان چیزی
برایش نمانده 400 تومان داشته است
بار دوم پس از دو برابر شدن پولش 1200=800+400 تومان و پیش از ان 600=2/1200 تومان داشته است .
به همین ترتیب معلوم میشود كه پولش در بار نخست برابر بوده با:
700=2/(600+800).................700 تومان

 


۳)در زمان قدیم كه روستاییان محصولات خودشان را بمیدان برای فروش می آ وردند یك زن روستایی یك سبد تخم مرغ بمیدان آورده كه بفروشد.
هنوز هیچ نفروخته بود كه اسب یك سوار پاش خورد بسبد تخم مرغ. نتیحتا بیشتر تخم مرغ ها شكستند.
اسب سوار خیلی نا راحت شد واز روستایی پوزش خوا ست و حاضر شد پول همه آنهارا بپردازد.
اسب سوار از روستایی سوال كرد": "مادر جون چند تا تخم مرغ داشتی؟"
خانم در حواب گفت:
"تعدادشونو نمیدو نم اما وقتی آنهارا دوتا دوتا بر میداشتم یكی باقی میموند
وقتی سه تا سه تا بر میداشتم یكی باقی میموند, وقتی چهارتا چهارتا بر میداشتم یكی باقی میموند, وقتی پنحتا پنحتا بر میداشتم یكی باقی میموند, وقتی شش تا شش تا بر میداشتم یكی باقی میموند, اما وقتیكه هفت تا هفت تا بر میداشتم هیچی باقی نمیموند.
اسب سوار حساب كرد و پول تخم مرغای زن را داد.
- سوال
كمترین تعداد تخم مرغی كه زن روستایی میتوانست داشه باشد چندتا بود؟

جواب سه هم میشه ۳۰۱ هم با روش ضرب و تقسیم معمولی (آزمایش و خطا) می تونیم پیدا کنیم .



وامّا برنده:
علیرضا با جواب 2 سوال.(1 و 2 )این معمّا ها یه کم پیچیده بودند.به این فرد تبریک میگم.






نوع مطلب : اخبار واعلامیه های وبلاگ، معماهای ریاضی، 
برچسب ها : جواب معمّا، معمّاهای جالب، ریاضیات، معمآ، مسابقه،





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه